شعر /ای آدم ها/نیما
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 3:18
ای آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! یک نفردر آب دارد می سپارد جان. یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند روی این دریای تند و تیره و سنگین که میدانید. xa0
نه تو می مانی /شعر سهراب
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 19:12
نه تو می مانی نه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود ، قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم ، خواهد رفت xa0 آن چنانی که فقط ،خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود ، جامه اندوه مپوشان هرگز نه تو می مانی نه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگر...
توچه قدر تنهایی/سهراب
-
تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 19:12
صبح امروز کسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ... گفتمش در پاسخ : تو چقدر حساسی ... تن من گر تنهاست... دل من با دلهاست... دوستانی دارم xa0 xa0
شعر قاصدک
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی، اما، اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربه های همه...
شعر مهدی اخوان به دیدارم بیا
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند دلم تنگ است بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها دلم تنگ است بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال دلی خوش کردهام با این پرستوها و ماهیها و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی بی...
زنده یاد مهدی اخوان سلامت رانمی خواهم گفت پاسخ
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
xa0 سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت ، سرها در گریبان است . کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را . نگه جز پیش پا را دید ، نتواند ، که ره تاریک و لغزان است . وگر دست ِ محبت سوی کس یازی ، xa0به اکراه آورد دست از بغل بیرون ؛ xa0که سرما سخت سوزان است . نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود ت...
شعر
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد . xa0تگرگی نیست ، مرگی نیست . صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است . من امشب آمدستم وام بگزارم. xa0حسابت را کنار جام بگذارم . xa0
داستان شمس ومولانا
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ مولانا حیرت زده پرسید:مگر تو شراب خوارهستی؟! شمس پاسخ داد:بلی.
مطالب جالب
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
وزن طبیعی مغز یک انسان معمولی چیزی در حدود 1300 تا 1400 گرم می باشد، چیزی در حدود یک کیسه شکر. مغز ما از فیل ها کوچکتر است. وزن مغز یک فیل چیزی در حدود 6000 گرم اندازه گیری شده است. این در حالی است که مغز انسان از مغز میمون ها بزرگتر است. xa02.بشر پر حرف ترین موجود روي زمین است . اين آمارxa0 اخيرا ا...
شعر کوچه فریدون مشیری
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتمشوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،شدم آن عاشق ديوانه كه بودم xa0
شعر بینوا فریدون
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
ای بینوا که فقر تو تنها گناه تست در گوشه ای بمیر که این راه راه تست این گونه گداخته جز داغ ننگ نیست وین رخت پاره دشمن حال تباه تست در کوچه های یخ زده بیمار و دربدر جان میدهی و مرگ تو تنها پناه تست باور مکن که در دلشان میکند اثر این قصه های تلخ که در اشک و آه تست اینجا لباس فاخر که چشم همه عذرخواه تس...
شعر مشیری
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
من سکوت خویش را گم کرده ام لاجرم در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه می پرداختم عاقبت افسانه مردم شدم ای سکوت ای مادر فریاد ها ساز جانم از تو پر آوازه بود تا در آغوش تو ، راهی داشتم چون شراب کهنه شعرم تازه بود در پناهت برگ و بار من شکفت تو مرا بردی به شهر یاد ها من ندیدم خوشتر از جادوی تو ای سکوت ا...
شعر چرا از مرگ می ترسید
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 4:15
چرا از مرگ می ترسید چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید مپندارید بوم نا امیدی باز به بام خاطر من می کند پرواز مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است